© 2017 by Elham Yaghoubian

  • White Twitter Icon
  • White Facebook Icon
  • White Instagram Icon

و خداوند نیز آتش را زبان مکالمه برگزید

مقدمه راهنمای آتشکده های زردشتیان در جهان

 کنکاش در گسترۀ همانندی عرفانی آیین ها، موضوع وسیعی است که در این مختصر نمی گنجد، اما شاید گذری کوتاه بر جایگاه آتش و اهمیت آن در ادیان و اسطوره ها به عنوان یکی از نقاط مشترک، ما را به رهگذر پیوند ادیان هدایت کند. آتش در کتب دینی و کهن، نشانی از تجلی آفریدگار، گاه قدرت و همچنین خشم او است. پیدایش آتش در هر اسطوره، داستان ویژۀ خود را دارد. در اسطوره های یونان باستان، آتش نخستین بار از کوه المیا -که به باور آنان خانۀ خدایان محسوب می شد- به زمین آورده شد. در یسنا -کتاب عبادت زردشتیان- اشاره می شود که اهورا مزدا آتش را پیش از خلقت انسان آفرید. از سوی دیگر، یهود و دیگر ادیان ابراهیمی، پیدایش آن را به آدم یپامبر نسبت می دهند و همچنین در شاهنامۀ فردوسی، هوشنگ -نخستین پادشاه پیشدادیان- بر اثر یک تصادف، کاشف آتش معرفی می شود. موضوع شایان توجه این است که در بیشتر اسطوره ها و مذاهب، آتش جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داده و در تمامی آیین ها نشان از پاکی، خلوص و روشنایی دارد. به اعتقاد آنان، آتش نماد نور و غالب بر تاریکی و کژی است؛ به طوری که روشن کردن شمع به هنگام نیایش و اجرای مراسم مذهبی در بسیاری از آیین ها –به ویژه آیین های تک خدایی- مرسوم است و روشن نگاه داشتن شمع در اماکن مذهبی چون امامزاده، محراب، و کلیساها، پیشینۀ طولانی دارد .

آتش زااست؛ می سوزاند، پاک می کند،گرما می دهد و روشنی می بخشد. همچنین به عنوان پاک ترین و نورانی ترین عنصر می توان به آن اشاره کرد. این پدیده همچنین در فلسفه و علوم دوران باستان به عنوان یکی از چهار عنصر کلاسیک سرشت طبیعت (خاک، آب، هوا و آتش) و همچنین یکی از پنج عنصر پایه در فلسفه بودیسم، هندویسم، و یونان شناخته شده است.

درجات انسانی در کبالا (عرفان یهود) با قیاس این چهار عنصر به تصویر کشیده می شود. به این گونه که خاک، نماد تمایلات مادی، آب، شهوت آدمی، هوا، نماد غرور و آتش، نماد معنویت معرفی می شوند که در این تقسیم بندی، آتش در بالاترین درجه ارزشی قرار می گیرد. آتش، روح انسان را تعریف می کند؛ دانش، روشنگری و همچنین بقای او را. روح انسان، جرقّه و تابشی از نور است. در کتاب امثال سلیمان، (نشاما: روح) انسان شمع خداوند خوانده می شود. انسان را به شمع، و معنویت روح او را به شعله های آتش تشبیه می کند که همواره برای رسیدن به معبود به سوی اوج در حرکت است. در برخی از فرهنگها، مرگ یک انسان را، به خاموشی آتشِ آن خانه تشبیه می کنند. شاید یکی از تعابیر روشن کردن شمع برای روحِ از دست رفتگان، از این اصل منشا گرفته باشد. این دیده، در تمدن بشر تاثیر عظیمی داشته است. از زمانی که بشر، آتش را در طبیعت کشف کرد و هنر تولید آن را آموخت، مرحله جدیدی از زندگی را آغاز کرد. آتش برای او پدیده ای بود که می دید، ولی از شناخت آن ناتوان بود و شاید از همان زمان که دست نیافتنی اش یافت، آن را قدرت مافوق و خدا پنداشت.

از سوی دیگر، موقعیت اجتماعی و طبیعی منطقه در آن روزگار نیز، در پرستش آتش موثر بوده است. آتش، نور و گرما می بخشید. او را تغذیه می کرد. او و حیوانات اهلی اش را از شرّ جانوران وحشی حفظ می کرد. به همین دلیل، برای دسترسی راحت به آن، (در هر محل) مکانی را انتخاب کرده و در آن آتش می افروختند. به گردِ آن جمع می شدند و از آن برای مصارف خانگی و روزمره با خود می بردند. این نیاز موجب شد تا در هر محل، ابتدا آتشگاه ساخته و سپس خانه و محل زندی در اطراف آن بنا شود. این آتش باید روشن نگاه داشته می شد تا دسترسی به آن راحت باشد. با گذشت زمان، این نیاز حالت تقدّس به خود گرفت و پرستش آتش را موجب گشت. بر اساس آیین مهر یا میتراییسم، آریایی ها خدای آتش (آذر) را می پرستیدند. بر اساس قدیمی ترین سند کتبی موجود، -مربوط به۱۷۰۰ ق. م- مهر یکی از ده آتش مقدس و همچنین خدای نگهبان آتش می باشد. اگر چه با ظهور زردشت، پرستش آتش به عنوان آفریدگار منسوخ شد، ولی ستایش آن به عنوان مظهر پاکی و نماد الهی ادامه یافت. آتش پرستاری، جایگزین آتش پرستی شد و آتشگاه یا آتشکده، جایگاه ویژه ای پیدا کرد.

اهمیت این پدیده در ادیان به صراحت بیان شده است. آتش در “مزد یسنا” از بزرگترین نعمت های ایزدی به شمار می رود که برای سود و بهره انسان از عالم بالا، به سوی جهان خاکی فرستاده شده است. در اسلام نیز، آتش یكی از نعمتهای بزرگ خداوند شمرده شده است كه در دوام زندگی انسان بر روی زمین حائز اهمیت است. در قرآن، (سوره واقعه، آیه ۷۳) آمده: «ما هستیم که آتش را برای یاد آوری و نیز برای استفادۀ آوارگان دشت و بیابان ساختیم. بنابراین، نام پروردگار خود را تسبیح گوی.»

در یشت ها، -کتاب زردشتیان- اهورا مزدا، زرتشت را به برپایی آتش امر می کند. آتش بر اساس موازین خاص بر او، به صورت شبانه روزی روشن نگاه داشته می شود. این محل از احترام بسیار برخوردار است؛ چنانکه شخصی که از آن نگهداری می کند، باید پاک باشد؛ همواره باید دهان خود را بپوشاند و در زمان خروج، بی آنکه به آن پشت کند، از محل خارج شود.

مشابه این فرمان را در آیین یهود، در سفرِ خروج (۲۱،۲۰-۲۷) می خوانیم: «یهوه به یهودیانی که پس از خروج از مصر، در بیابان سرگردان بودند، دستور می دهد زمانی که میشکان (محل نگهداری تورات) را می سازند، جایگاهی برای آتش بر آن ساخته و آتش را بر آن روشن کرده تا در حضور یهوه به صورت دائم بسوزد.» فرمان روشن نگاه داشتن آتش در یهودیت، در زمان برپایی هر دو معبد مقدس نیز تکرار می شود و تا زمانی که معبدها برپا بود، به دستور یهوه، آتش در قسمت “قودش هقادوشیم” (مقدسترین محل که تنها کاهنان اجازۀ ورود به آن محل را داشتند) به صورت شبانه روزی روشن نگاه داشته می شد.

تجلی خداوند نیز در آیین های تک خدایی با نماد آتش به تصویر کشیده می شود. در “سفر خرو ج” (۱۲:۲،۳) به بوته ای اشاره می شود که در آتش شعله ور است و اگر چه می سوزد، ولی تمام نمی شود. پس فرشته ای در شعله های آتش بر موسی آشکار می شود و به او فرمان می دهد که کفش ها را درآورد؛ چرا که در زمین مقدسی ایستاده است. در پاره ای دیگر در “سفر خروج” (۱۳:۲۱،۲۲) اشاره می شود زمانی که قوم بنی اسراییل در بیایان سرگردان بودند، تجلی خالق در ستون آتش به عنوان راهنما پیشاپیش قوم جلو می رفت و آنها را هدایت می کرد.

در آیین زردشت اما تجلی اهورا مزدا درکتاب “یسنا” (۳۶:۳) اینگونه به تصویر کشیده می شود: «آتش، تو نشان اهورا مزدا هستی.» چنان که به استناد سروده های کتاب اوستا که کامل ترین مجموعه متون مقدس زردشتیان است، آتش یکی از ایزدانی است که از موجودات معنوی نگاهبانی می کند و نشان از یزدان دارد. همچنین در “یسنا”، اینچنین ذکر شده است: «آذر (آتش) پسر اهورامزدا را می ستاییم.»

در مسیحیت نیز از آتش به صراحت به عنوان نماد روح القدس یاد می شود. در انجیل، در”کتاب اول، تواریخ ایام” (۲۶-۲۱ ) آورده شده: «و داوود مذبحی برپا کرد و سوختنی ها بر آن قرار داد، پس نزد آفریدگار دعا کرد و خداوند آتشی از آسمان بر مذبح نازل کرد.»

نمونه دیگر این نماد را در “کتاب ارمیا” (۲۰:۹۹) نیز می بینیم: «خدا چون آتشی در استخوان های ارمیا بود.» همچنین در همین کتاب (بخش ۲۰:۹) اینگونه بیان شده که «آنگاه که گفتم نام او را بر زبان نخواهم آورد، در دل من چون آتش افروخته شد.» در برخی از نوشته ها، آتش و آفریدگار یکی می شود. در یهودیت، در “کتاب اعداد” (۳۵-۶) چنین آمده: «آتش از حضور خداوند به در آمد.»

این یگانگی در آیین زردشت، در کتاب “آتش نیایش”، بند ۸، اینگونه ذکر شده: «همانگونه که دوست به دوست برمی گردد، ما هم به آتش مقدس بر می گردیم.» و در قرآن (سوره یس، آیه۸۰) اشاره شده: «همان بی همتا برای شما از درختان سبز، آتش می سازد که از آن، آتشِ خود بیافروزد.»

نقش آتش در داستان پیدایش جهان در اسطوره ها نیز شایان توجه است. در “هورمزدشت ۷” از کتاب های زردشتیان، پیدایش جهان از انرژی آتش تعریف می شود. در “بندهش” -کتاب آفرینش زردشتیان (۲:۱۷)- نیز می خوانیم: «هورمزد، آفریدگان را به صورت مادی آفرید. از روشنی بیکران آتش، از آتش باد، از باد آب، از آب زمین و همه هستی مادی» و همچنین در جایی دیگر که می گوید: «آفرینش و تخمۀ انسان از آتش است. تا آتش شهوت شعله نکشد، انسانی آفریده نمی شود.» ریشه و ادامه هستی را نیز، نیروی آتش می داند.در کبالا و بر پایه عرفان یهود نیز، پیدایش جهان بر انرژی آتش بنا شده است. آنجا که می گوید: «پیش از خلقت، تورات با آتش سیاه روی آتش سفید نوشته شد و پایه جهان بر آن بنا گشت.»

از دیگر همانندگی های نقش آتش در ادیان و اسطوره ها، درج آن به عنوان نمادی از قضاوت و عاملی برای دریافت حقیقت و تشخیص راستی و ناراستی است. در “یشت ها”، آزمون انسان در روز رستاخیز با آتش به محک گذارده می شود: «در زمان قضاوت و روز رستاخیر، جانها با شعلۀ سرخ آتش اهورا، آزمون می شوند. مصیبت برای فرد شریر و سعادت برای فرد پرهیزگار.» در “گات ها”، هات۵۱، بند ۹، زرتشت این گونه می سراید: «ای مزدا، هر دو گروه هواخواهان راستی و دروغ، از راه آتش فروزان آزمایش خواهند شد. پیروان دروغ را رنج و اندوه نصیب بُوَد و هواخواهان راستی از شادی بهره خواهند بُرد”.»

چنین نگرشی را می توان در داستان های مذهبی یهودیان و تکرار آن را در قرآن نیز دریافت. ابراهیم برای اثبات حقانیت خود، به امر نمرود، از مسیر آتش می گذرد؛ بدون آنکه آتش به او آسیبی برساند. در شاهنامۀ فردوسی، در ارتباط با اسطورۀ سیاوش نیز چنین می خوانیم که کاووس شاه برای آزمون راستی و درستی سیاوش به او امر می کند که از کوه آتشی که برپا کرده بودند، بگذرد تا بی گناهی او ثابت شود. درهمین ارتباط در کتاب “ملاخیم” (پادشاهان: ۲۵:۲۴ و ۱۸:۳۸) از کتب یهودیان اشاره شده که الیاهو (الیاس پیامبر) و پادشاه احاب برای اثبات حقانیت خدای خود، هر یک گاوی را حاضر کرده تا خدای راستین با سوزاندن گاوِ شخص مورد نظر، مشخص شود. آتشی از آسمان فرود می آید و گاو انتخابی الیاهو را می سوزاند. از دیگر تشابهات می توان به آتش به عنوان نمادی از خشم خداوند اشاره کرد. در یهود، کتاب “اعداد” (۱۱:۱)آمده که: «خشم خداوند بر قوم، چون آتش مشتعل گشت و اطراف اردو بسوخت.» خشم خداوند از گناهکاران در” ارمیا” (از کتب مسیحیان، ۷:۲۰) چنین آمده است: «اینک خشم و غضب من بر این مکان، بر انسان و بر بهایم ریخته خواهد شد؛ آتش افروخته خواهد شد و خاموش نخواهدشد.» همچنین در قرآن به دفعات از آتش جهنم برای نشان دادن خشم خداوند یاد شده است. ذکر آتش به دفعات، در کتب مذهبی و اسطوره ها، خود نشان از اهمیت این پدیده در تاریخ بشر دارد. آتش در بیشتر فرهنگ ها روشی برای ایجاد ارتباط و عامل پیام رسانی است.

 

 

  • White Twitter Icon
  • Facebook - White Circle
  • Instagram Social Icon